روش های جذب کردن یک زن

جذب کردن زن

 

در برابر زنان اطراف خود با احساس و با جذبه باشید . زنان عاشق مردان با جذبه اند آنها می خواهند همیشه در کنارشان باشید.

برای اینکه در برابر زنان با جذبه باشید باید بدانید که آنها چگونه فکر و احساس می کنند و اگر می خواهید شما را دوست داشته باشند باید چیزهایی بگویید و کارهایی بکنید که از لحاظ عاطفی بر آنها تاثیر گذارد.

سه نیاز اصلی زن محبت و توجه و احترام . زنان درباره ی افراد  از روی محبت و علاقه شان به آنها و اطمینان و قابلیت شان در جهان قضاوت می کنند.

راه جذب کردن زن این است که کاملا مجذوب او و هر کلمه ای که به زبان می آورد بشوید بدون اینکه حرفش را قطع کنید باید تمام و کمال شیفته ی زنی شوید که با او صحبت می کنید.

به جای اینکه در باره ی خودتان صحبت کنید تحت تاثیر او قرار بگیرید از او سوال کنید و با او درباره ی آرزو ها و علایقش گذشته و اهدافش صحبت کنید و طوری با او صحبت کنید که گویی او جذاب ترین شخصی است که تا کنون ملاقات کرده اید.

وجود مهر و محبت و تداوم آن بين همسران، ضامن سعادت ايشان است، نيز باعث ايجاد خانواده‏اى سالم و پرورش نسلى پاك در فضايى گرم و آرام، در نتيجه ايجاد جامع ه‏اى سالم و شاداب می‏شود.

بنابراين شايسته است در باره اين امر مهم تحقيقات ارزشمند و مطالعات فراوانى صورت بگيرد و نتايج آن در اختيار عموم، به ويژه بانوان ارجمند ـ كه سرشار از عواطف پاك انسانى هستند و براى انجام اين مهم، آماده ‏تر از مردانند ـ قرار بگيرد تا هر چه بيشتر و با اشتياقى فراوان و بينشى گسترده ‏تر بر اين مسئله همت گمارند.

محبت و رحمت و شيوه‏ هاى نماياندن آن

محبت كه اساس آسودگى و آرامش است همچون كشتى نجاتى است كه بر امواج خشمگينِ مشكلات زندگى در حركت است.

«بدون ترديد غالب كشاكش‏ هاى خانوادگى، سردی ها، بی ‏اعتنايى ‏ها، خانه ‏گريزها، ستيزها، جدايى ‏ها و طلاق‏هاى بين زن و شوهرها به دليل فقدان آرامش روانى در كانون خانواده و عدم تأمين نيازهاى عاطفى و روانى به وجود مى‏آيد.»

اما براى چاره اين گونه مشكلات فقط شناخت ريشه مشكلات و پى بردن به ضرورت و اهميت محبت كافى نيست بلكه زنان بايد شيوه ‏هاى به كارگيرى عواطف سرشار خود را بياموزند. در اين مبحث به بيان دو شيوه مهم نماياندن محبت م‏پردازيم:

الف) ابراز زبانى

ب) ابراز عملى

الف) ايجاد، افزايش و ابراز عشق و محبت از راه زبان

هر كسى می‏تواند با دو زبان سخن بگويد؛ با زبان عاطفه و احساس، يا با زبان عقل و منطق. اكنون صحبت از زبان عاطفى است. زبان عاطفى (مثبت يا منفى) به خاطر ارتباط مستقيمى كه با قلب و جان شنونده دارد تأثير بسيارى در ايجاد يا سلب محبت میگذارد. چون بحث در ايجاد و افزايش و حفظ محبت است، به ذكر دو كاربرد مهم زبان عاطفى (مثبت) در ايجاد و ازدياد عشق و محبت می‏پردازيم.

  1. ابراز عشق با صراحت و صداقت (جملات عاشقانه) كه لحظه ‏هاى يكنواخت زندگى را شيرين و لبريز از لذت و هيجان می‏كند.

واژه‏ه اى عاشقانه و دلنشين به طور شگفت ‏انگيزى مى‏تواند آفريننده لذت‏هاى كوچك باشد. ابراز محبت با صراحت و در عين صداقت و راستى در حالى كه آميخته با هيجانات روحى است، محبت را تا مرز عشق مى ‏رساند كه شيرينى و حلاوت لذت آن را بايد در عمق دل‏ها جستجو كرد ولى پنهان كردن عشق، محبت را خفه می‏كند و میميراند.

برای جذب کردن زن هيچ گاه نبايد غرور و يا كمرويى مانع ابراز عشق و علاقه شود، يا در طول زمان مشكلات زندگى و گاه مشاجرات و درگيرى‏ها باعث شود.

ابراز عشق و علاقه ترك شود بلكه بايد همواره و در همه حالات زندگى طورى رفتار كنيم كه فضاى عاطفى از بين نرود و جايى براى گفتن جملات عاشقانه و البته صادقانه بماند؛ چرا كه برخى زنان می‏پندارند مردها به خاطر روحيه خاص مردانه‏شان اهميتى به اين حرف‏ها نمی‏دهند و نيازى به شنيدن عبارات محبت ‏آميز و دلنشين ندارند در حالى كه تجربه و تحقيقات روانشناسى، نادرستى اين مطلب را اثبات كرده است

چنان كه برخى معتقدند: «در مردان هر چقدر هم كه به ظاهر والامقام و قوى باشند، باز هم لايه‏ هايى از دوران كودكى باقى مى‏ ماند كه آنها را نيازمند دلدارى می‏كند.»

استفاده از اين گونه جملات كار ساده‏اى نيست بلكه هنرى است كه مهارت خاص میطلبد. اگر روح صداقت نداشته باشند و در لحظات خاص زندگى و حالات ويژه‏اى ـ كه تشخيص آن به عهده خودتان است ـ گفته نشوند، دلربايى خود را از دست مى‏دهند و حالت كليشه‏اى و خسته ‏كننده‏اى پيدا مى‏كنند

  1. تعريف و تحسين

از آنجا كه همه انسان‏ها دوست دارند مورد توجه، تعريف و تحسين قرار گيرند، خيلى زود می‏توانيم از اين راه، در دل‏هاى ديگران جا باز كنيم.

معمولاً افراد براى به خاطر سپردن اشخاص با اسم و مشخصات، حافظه خوبى ندارند ولى اگر از شخصى تعريفى در باره خود شنيده باشند حتما آن فرد در خاطرشان خواهد ماند.

بنابراين اگر تعريف و تحسين صادقانه باشد و همراه توقع و چشمداشتى نباشد، می‏تواند باعث محبت و دوستى شود،

به ويژه اگر تعريف، تأثيرگذار و بااهميت باشد؛ مثلاً مردها به خاطر اهميت زيادى كه براى خلقيات و ويژگى‏هاى مردانه مثل شجاعت، دليرى، مهارت‏هاى شغلى و … قائلند تعريف و تحسين آنها در اين موارد خيلى ارزشمند مى‏باشد

«روزى در كلاس درس به خانم‏ها پيشنهاد كردم كه امشب سعى كنيد از اندام شوهرتان تعريف و تمجيد كنيد. يكى از خانم‏ها كه تصميم گرفته بود تكاليفش را به طور دقيقى انجام دهد، آن شب در كنار همسرش روى مبل نشست و در همان حال بازوى شوهرش را نوازش مى‏كرد. بعد از مدتى بازوى او را فشار داد، مرد ناگهان عضلات دستش را سفت كرد.

[زن كه مترصد فرصتى بود گفت]: «اوه، من تا حالا نمی‏دانستم عضلاتت اين قدر قوى است.» مرد روزنامه را به كنارى گذاشت و گفت: «ديگر چى.» او واقعا در انتظار تحسين بود و مى‏خواست جملات بيشترى بشنود … بعد از گذشت دو شب وقتى آن مرد هنگام شام دير به منزل آمد همسرش فهميد كه او در آن وقت در گاراژ بوده و با وزنه‏ ها تمرين میكرده تا عضلاتش قوى‏تر شود و بيشتر مورد تعريف واقع شود.»

البته در اين مورد (تعريف و تحسين از ديگران)، صداقت و واقع‏ بينى شرط اساسى است يعنى نبايد بی ‏دليل و در هر زمينه‏اى تعريف كنيم. بايد باور كنيم كه واژه‏ ها نيرو و انرژى دارند و چون انرژى می‏آفرينند بايد صادقانه و واقع ‏بينانه به كار گرفته شوند.

ب) ابراز عملى محبت

نمايش عملى محبت ـ كه بيشترين تجلى آن در احسان و فداكارى است ـ شامل هر نوع نيكى و خوبى كه نشان از اخلاص و عشق درونى داشته باشد، مى‏شود. ابراز عملى پشتوانه ابراز زبانى است اما نماياندن محبت، بدون پشتوانه عملى، فريبى بيش نيست. عشق و محبت هر گاه با عمل همراه شود تأثيرگذار خواهد بود حتى ناسپاس ‏ترين انسان‏ها در مقابل احسان ديگران واكنش نشان می‏دهند.

توجه كردن به علاقه ‏مندى ‏هاى همسر اعم از غذاى مورد علاقه او، رنگ لباس و … رعايت حال او در مواقع استرس‏هاى روحى و روانى، بيمارى، مشكلات شغلى، چشم ‏پوشى از كمبودها و كاستى‏هاى مادى كه مربوط به اوست، به پيشواز وى به هنگام ورود به منزل رفتن، گرامي داشت خانواده و دوستان وى، احترام به او بخصوص در حضور ديگران، … نمونه ‏هايى از ابراز عملى محبت هستند.

نقش بينش صحيح در روابط جنسى و تأثير آن در ايجاد و افزايش محبت زوجين

بدون شك روابط خاص در ايجاد عشق و محبت تأثير مستقيم و بسزايى دارد كه به علت روشنى، نيازى به اثبات ندارد. چنان كه بسيارى از اختلافات جزئى، پيش پا افتاده و روزمره بين زن و شوهرها كه گاه منشأ اختلافات بزرگ و حتى طلاق مى‏شود، ريشه در همين روابط غريزى دارند كه به صورت‏هاى مختلفى بروز و ظهور میكنند.

عدم رضايت غريزى در روابط زناشويى، مهربان‏ترين مردها را سختگير و بدخلق می‏كند و بر عكس، مردى كه از روابط زناشويى با همسرش رضايت كامل داشته باشد، چشمش را به روى بسيارى از خطاهاى همسرش مى‏بندد (البته اين مطلب در مورد زنان هم صادق است)

البته هرگز نبايد عشق و محبت بين زوجين در روابط جنسى خلاصه شود. يك زن علاوه بر نقش همسرى بايد يك دوست خوب، غمخوار، هم ‏صحبت و همفكر، مشاور و بالاخره شريك خوبى براى شوهرش باشد و هرگز تنها به عشقى كه حاصل لذت غريزى است اعتماد نكند. او بايد همسرش را عاشق اخلاق و رفتار خود كند و يقين داشته باشد پايه‏ هاى يك عمر زندگى بايد بر محبتى عميق‏تر بنا نهاده شود.

حفظ نشاط و شادابى در روابط غريزى و چند نكته مهم ديگر

عدم اشتياق و بى‏ حوصلگى، از آفت‏هاى مهم زندگى زناشويى است كه گاهى باعث مى‏شود زنان فقط براى رفع تكليف و صرفا پاسخ به نياز غريزى همسر، تن به اين گونه امور بدهند. اگر اين حالت ادامه پيدا كند در طرف مقابل هم نفوذ مى‏كند و در ميزان محبت دو طرف نسبت به همديگر تأثيرگذار خواهد بود.

همواره بايد توجه كرد كه جاى امر زناشويى و مقدمات آن در زندگى حفظ شود و فشار مشكلات و گاه دلزدگى‏ها، بى‏ حوصلگى‏ها و افسردگى‏ هاى ناشى از حالت يكنواخت زندگى باعث كمرنگ شدن كشش غريزى نشود، بلكه هر از گاهى با ايجاد تنوع در نوع لباس پوشيدن، آرايش چهره و ظاهر، پيش كشيدن خاطرات خوش و حرف‏هاى محبت ‏آميز ديگر و …

مى‏توان تا اندازه‏اى شادابى و طراوت را به محيط استراحت بازگرداند. به خاطر اهميت زياد اين مسائل در حفظ آرامش و سلامت و محبت خانواده، در شرع مقدس اسلام سفارش‏هاى زيادى آمده است

نبايد روابط زناشويى را فقط به عنوان يك تفريح و سرگرمى تلقى كرد كه در صورت بروز هر پيش‏آمدى قبل از هر چيز، اين روابط متأثر شود.

در بررسى‏هاى روانشناسى و پزشكى بسيارى از بيمارى ‏هاى روحى و جسمى به نبود روابط سالم غريزى و مسائل مربوط به آن نسبت داده شده است. توجه به روايت زير در اين باره آموزنده است.

برای جذب  کردن زن هرگز نبايد نياز جنسى همسر را يك برگ برنده در دست خود دانست. بزرگ‏ترين دشمن عشق، داد و ستد و تجارت در امر زناشويى است. اگر اين رفتار در زندگى دو زوج پيش بيايد به يقين آنچه كه مرد را به دنبال زن میكشاند، نيازش است نه عشقش. در اين صورت ممكن است براى بعضى مردها فرقى نداشته باشد كسى كه نيازش را برآورده می‏كند همسرش باشد يا ديگرى!

پذيرش روابط جنسى (تمكين)

برخى تفاوت‏هاى جنسيتى بين زن و مرد باعث شده فشار غريزى بر مرد بيش از زن باشد و او حريص ‏تر و نيازمند تر از زن در اين مسائل گردد. خدا به زنان قدرت خوددارى و خويشتندارى بيشترى بخشيده كه حاصل حياى زنانه است

شايد در سال‏هاى اوليه زندگى مشترك اين تفاوت چندان نمايان نشود اما بيشتر زنان پس از گذر سال‏ها، بى‏ ميلى كمترى به روابط زناشويى از خود بروز میدهند. در حالى كه بعضى مردها در ميانسالى حريص‏تر هم می‏شوند به طورى كه گفته ‏اند چهل سالگى براى مرد، جوانى دوم است