بازتاب شادی و اعتماد به نفس

بازتاب شادی و اعتماد به نفس

بازتاب شادی و اعتماد به نفس

بازتاب شادی و اعتماد به نفس

در طی سه سال گذشته، من خودم را متوجه یک معامله خوب در مورد موضوع خوشبختی کردم و این ایده نه تنها خواستار خوشبختی  و شادی  است بلکه هدفش آگاهی است .

این ایده ای بود که اولین بار در 25 سالگی به ذهن من رسید، و میخواهم برخی از چیزهای مهمی را که آموخته ام به اشتراک بگذارم .

مهمترین معلم من در این زمینه، همسرم بوده است، حمیدرضا ، که به طور انحصاری شادترین فردی است که همیشه میشناخته ام.

آنچه که در مورد چگونگی دستیابی به آن بحث کردم بخشی از داستانی است که می خواهم بگویم.

فردی را که اساسا خوشحال و شاد است را انتخاب کنید، به این معنی که او زمان زیادی را خوشحال می کند تا اینکه ناراضی باشد و اجازه دهید بعضی از بدبختی ها برای او اتفاق بیفتد

از دست دادن شغل یا ازدواج یا از یا مواجهه با برخی معلولین فیزیکی – و برای برخی از دوره های زمانی او رنج خواهد برد.

اما چند هفته یا چند ماه یا یک سال بعد (با توجه به شدت مشکل) او را بررسی کنید و او دوباره خوشحال خواهد بود

در مقابل، یک شخص که اساسا ناراضی است، به طور قابل توجهی بیشتر از زمانی که او خوشحال است، احساس ناراحتی می کند و اجازه دهید چیزی فوق العاده برای او اتفاق می افتد

گرفتن ارتقاء، به ارث بردن پول زیاد، موفقیت در عشق – و اوبرای مدتی، خوشحال خواهد شد. اما کمی بعد او را کمی پایینتر بیاورید و احتمالا او دوباره ناراحت خواهد شد.

تحقیقات همچنین به ما می گوید که بهترین پیش بینی کننده ها در مورد میل شخص به خوشبختی عبارتند از:

(1) عزت نفس

 (2) اعتقاد به این که خودمان و نه نیروهای خارجی مهمترین شکل دهنده سرنوشت ماست

من همیشه خودم را به عنوان یک شخص شاد در نظرگرفتم و تحت شرایطی نسبتا دشوار موفق بودم . با این حال، مشابه با همه، دوره های مبارزه و رنج را شناخته ام، و گاه احساس می کردم اشتباهاتی را مرتکب می شدم که تمام آن دردبرایش لازم نبود

منطق شادی(بازتاب شادی و اعتماد به نفس)

من بیشتر درباره روانشناسی حمیدرضا فکر کردم. وقتی که او را ملاقات کردم فکر کردم که هرگز کسی را ندیده ام که یک حالت شادی طبیعی تر داشته باشد. با این حال، زندگی او آسان نبود. او در بیست و چهار سالگی پول بسیار کمی را جمع آوری کرد و هیچ کس به او کمک نکرد.

هنگامی که ما ملاقات کردیم، او تقریبا 24 ساله بوده است، موفقیت هایی را در تعدادی از مشاغل به دست آورده است و هرگز از مبارزات گذشته با هیچ خودخواهی سخن نمی گوید.

بازتاب شادی و اعتماد به نفس

بازتاب شادی و اعتماد به نفس

من شاهد تجربیات ناخوشایند گاه و بیگاه او بودم، او را چند ساعت غمگین یا ناراحت دیده ام (به ندرت طولانی تر از یک روز)، و سپس دیدم او به حالت شادی طبیعی خود بدون هیچ گونه انکار یا سرکوب باز می گشت. شادی او واقعی بود و بزرگتر از هر گونه بدبختی وقتی از او راجع به انعطاف پذیریش می پرسم، او می گوید: “من متعهد به خوشحالی هستم”. او افزود: “این مربوط به نظم وترتیب شخصی است.” او تقریبا هیچ وقت به خواب نرفته بود، بدون اینکه زمانی برای بررسی اینکه همه چیز در زندگیش خوب باشد،صرف کند؛ اینها به طور معمول آخرین افکار خود را از روز داشتند. که چیز مهمی بود

سپس فکر کردم به چیزی که در مورد خودم متوجه شدم. و آن، این بود، همانطور که گاهی اوقات جوکی می گفتم که با افزایش هر دهه، دوران کودکی من خوشبخت تر می شد.

اگر شما در بیست و شصت سالگی به من توضیح دادید که سالهای اولیه من را توضیح دهید، این گزارش در مورد حقایق کلیدی متفاوت نبوده است، اما تاکید برروی حقایق، متفاوت بوده است

هر چقدر بیشتر در مورد دیگر افراد خوشحال که در مواجهه با آنها مشغول مطالعه بودم، فکر کردم،بیشتر روشن می شد که مردم شادتر تجربیاتشان را پردازش می کردند تا در پیش زمینه ی آگاهی ها، مثبت ها قرار گیرد و منفی ها به پس زمینه منتقل شوند. این برای شناخت آنها ضروری است.

شادی در عمل(بازتاب شادی و اعتماد به نفس)

  اما پس از آن با این فکر متوقف شد:

هیچ یک از این ایده ها کاملا برای من جدید نیست؛ در برخی از سطوح آنها آشنا هستند؛ چرا من در طول زندگی خود آنها را بهتر اجرا نکردم؟

یک بار از من خواسته شد، پاسخی را می دانستم: چندی قبل، تصمیم گرفتم که اگرزمان زیادی را صرف تمرکز بر منفی ها در زندگی ام نکرده ام، ناامیدی ها و ناکامی

ها،گریزان از واقعیت بودم به اندازه کافی جدی در مورد زندگی نبودم و برای اولین بار این حرف را با کلمات بیان می کردم، دیدم که چقدر پوچ بود.

تنها زمانی ممکن بود که اقدامات اصلاحی انجام شود که  می توانستم از آن اجتناب کنم.

اما اگر هر گونه اقدام را ممکن می دانستم، پس تمرکز بیشتر بر منفی ها هیچ مزیتی نداشت.

دو سال و نیم گذشته از زندگی من، شادتر از هر زمانی بود که تا به حال بود، هرچند زمان استرس زائی قابل توجهی بوده است.

متوجه می شوم که مشکلات را با سرعت بیشتری نسبت به گذشته حل می کنم و سریعتر از ناامیدی ها بهبود می یابم

من می توانم ایده کلیدی را در اینجا به شرح زیر خلاصه کنم: هر روز رابا دو سوال شروع کنید:

به اینستاگرام بیایید

“چه چیزی در زندگی من خوب است؟”

و “چه چیزی باید انجام شود؟”

اولین سوال ما را مثبت نگه می دارد. دومی به ما یادآوری می کند که زندگی و رفاه ما با مسئولیت خودمان است.چرا یک فرد دارای اعتماد به نفس جذاب است؟